برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
تولد امسالم هم گذشت. آرزو کرده بودم امسال دیگه برگردی. الان حدود ۱۳ ساله آرزوم همینه. کاش ازت خبر داشتم کاش میدونستم کجایی میومدم سراغت... در زمان حاضر هم نیومدی مثل سال قبل...مثل سالهای قبل... خسته ام خیلی خسته... امیدم رو از دست دادم و امسال شاید آخرین سالی باشه که برای برگشتنت امیدوارم. تولدم مبارک... تولدم باز هم بدون تو مبارک...!
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
دیگه نه حسی هست نه حالی... دفعه آخره ک خواسته هامو ازت میخوام خدایا...جوونیم رفت. سالهاست تو عذابم. اگه تا ۱۳ ام نشه دیگه جامعا ناامید میشم... و ازت دوووور میشم. نزار این اتفاق بیفته. التماست مبکنم نزار ازت دور شم. صدامو بشنو.... چرا عاخه من؟ فقط تا ۱۳ ام ... میدونم ک هوامو داری خداجون....میدونم....
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
اگه در زمان حاضر یه نشانه نبینم این آخرین نوشته ام میشه... اما اگه نشونه بفرستی برام این وبلاگ رو که جز غم چیزی نداره رو می بندم و از زندگی که بهم دادی لذت میبرم... خوشحال بودن رو یاد میگیرم.... همه چی بستگی به خودت داره...من منتظرم ببینم چیکار میکنی.... ناامیدم نکن... ته مانده امیدی که دارم تنها چیزیه که برام مونده تا ساعت 12 امشب... منتظرم...
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
دیگه خیلی وقته التماس نکردم گریه نکردم و تو رو از کسی و چیزی نخواستم؛ سرم گرم زندگیه... فراز و نشیب زیاد داشتم هنوزم دارم ولی دارم پیش میرم. اطمینان از اینکه دیگه هیچوقت ندارمت باعث شد از اون بار سنگین تو قلبم تا حد زیادی کم شه. الانم دوستت دارم و همیشه هم مدیونتم...اما اگه یه روزی اتفاقی این نوشته هارو خوندی بدون من تغییر کردم. اعتقادی به آفریننده عادل ندارم. برای هدفم میجنگم و تو رو دیگه صد در صد میسپرم به کسی که دوستش داری...من از این به بعد یه آدم
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
اگه امروز یه نشانه نبینم این آخرین نوشته ام میشه... اما اگه نشونه بفرستی برام این وبلاگ رو که جز غم چیزی نداره رو می بندم و از زندگی که بهم دادی لذت میبرم... خوشحال بودن رو یاد میگیرم.... همه چی بستگی به خودت داره...من منتظرم ببینم چیکار میکنی.... ناامیدم نکن... ته مانده امیدی که دارم تنها چیزیه که برام مونده تا ساعت 12 امشب... منتظرم...
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
دیگه نه حسی هست نه حالی... دفعه'>دفعه آخره ک خواسته هامو ازت میخوام خدایا...جوونیم رفت. سالهاست تو عذابم. اگه تا ۱۳ ام نشه دیگه کاملا ناامید میشم... و ازت دوووور میشم. نزار این اتفاق بیفته. التماست مبکنم نزار ازت دور شم. صدامو بشنو.... چرا عاخه من؟ فقط تا ۱۳ ام ... میدونم ک هوامو داری خداجون....میدونم....
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
امید و صبر و انتظارم رو شمارش معکوسه... نفس های آخرش رو میکشه... یا جونشو میگیری یا دوباره زنده ش میکنی....همه چی بستگی ب خودت داره....
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
اگه امروز یه نشانه نبینم این آخرین نوشته ام میشه... اما اگه نشونه بفرستی برام این وبلاگ رو که جز غم چیزی نداره رو می بندم و از زندگی که بهم دادی لذت میبرم... خوشحال بودن رو یاد میگیرم.... همه چی بستگی به خودت داره...من منتظرم ببینم چیکار میکنی.... ناامیدم نکن... ته مانده امیدی که دارم تنها چیزیه که برام مونده تا ساعت 12 امشب... منتظرم...
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی